زیان کوردی کرمانجی۲


هم‌زبانان‌ عزیز کورد (کرمانج) امیدواریم که این مجموعه از دستور زبان و ادبیات کوردی، در خصوص چگونگی استفادهء صحیح و علمی از زبان مادری‌مان، بتواند مفید واقع شود. در این قسمت، مبحث ضمایر شخصی و اسم را همراه با آوردن مثالهایی جهت سهولت در فراگیری گرامر زبان کردی، مورد بررسی قرار می‌دهیم.

گرامر    Rêziman     

در اینجا بواسطه اینکه در زبان محاوره‌ای در میان کوردها معمولأ ضمایر بیشتر مورد استفاده قرار می‌گیرند، لذا در این بخش، مبحث اسم (و ضمایر شخصی) را بررسی می‌کنیم. در فرصتهای آتی مباحث فعل، حروف اضافه، صفت و ... را مطرح خواهیم کرد.

ضمیر   Cînav      

ضمیر کلمه‌ای است که بجای اسم می‌نشیند (اسم کلمه‌ای است که برای نامگذاری موجودات جاندار و بی‌جان استفاده می‌شود). زبان کردی دارای دو گروه ضمیراست:

 

به فارسی
ضمایر کنایه (غیر مستقیم) 
ضمایر ساده (مستقیم) 
من
 Min
Ez
تو
Te
 Tu
او(مرد)، آن
 
Ew
 او(زن)، آن
 
Ew
ما
 Me
Em
شما
We
 Hûn
آنها
Wan
Ew



A)  کاربرد ضمایر ساده:

ضمایر ساده در موارد زیر استفاده می‌شوند:

 

الف)  بعنوان فاعل (کنندهء کار) در انجام دادن کاری (فعل ) در تمام زمانها بکار می‌روند ( به جز زمانهای گذشتهء افعال متعدی):

 çûn (رفتن) یک فعل لازم است.  Ez در اینجا ضمیر ساده و کنندهء کار (فاعل) می‌باشد.

من دارم به مدرسه می‌روم.
.Ez diçim debista
من به مدرسه خواهم رفت.
.Ez ê biçim debistanê
من به مدرسه رفتم.
.Ez çûm debistanê
من به مدرسه رفته‌ام.
.Ez çûme debistanê
من به مدرسه می‌رفتم.
.Ez diçûm debistanê
من به مدرسه رفته بودم.
.Ez çûbûm debistanê



ب)  بعنوان مفعول درجملاتی که دارای افعال متعدی (زمانهای گذشته) هستند:

dîtin (دیدن) یک فعل لازم است. Ez در اینجا ضمیر ساده و همچنین مفعول جمله می‌باشد.


تو من را دیدی. 
   .Te ez dîtim
 تو من را دیده‌ای.
.Te ez dîtime
 تو من را می‌دیدی.
.Te ez didîtim
 تو من را دیده بودی.
.Te ez dîtibûm




B)  کاربرد ضمایر کنایه (غیر مستقیم):

 ضمایر کنایه در موارد زیر استفاده می‌شوند:

الف) بعنوان فاعل در جملاتی که دارای افعال متعدی (زمانهای گذشته) هستند:

 
xwarin (خوردن) فعل لازم است. Min  در اینجا ضمیر کنایه و همچنین فاعل جمله می‌باشد.


من یک سیب را خوردم. 
.Min sêvek xwar
من یک سیب را خورده‌ام.
.Min sêvek xwariye
من یک سیب را می‌خوردم.
.Min sêvek dixwar
من یک سیب را خورده بودم.
.Min sêvek xwaribû


ب) بعنوان مفعول درجملاتی که دارای افعال متعدی (زمانهای حال و آینده) هستند:

 

تو من را می‌بینی. 
.Tu min dibînî
تو من را خواهید دید.
.Tu yê min bibînî
پ) ضمایر کنایه برای یک حرف اضافه، بعنوان مفعول می‌باشند:

مثال :    از -   ji

از من / تو/ او (مرد) / او (زن) / ما / شما / آنها
  
ji min/te/wî/wê/me/we/wan

 

ت) در حالت ملکی: 

 

دست من / تو / او (مرد) / او (زن) / ما / شما / آنها
destê min/te/wî/wê/me/we/wan
مال من/ تو/ او (مرد) / او (زن)/ ما / شما / آنها
ê min/te/wî/wê/me/we/wan



ضمایر مفعولی     Cinavên berkirde


وقتیکه یک ضمیر ساده (مستقیم) بعنوان فاعل استفاده شود، ضمیر کنایه (غیر مستقیم) بعنوان مفعول استفاده می‌شود، و بالعکس. 

من تو را می‌بینم (دارم می‌بینم)
 Ez te dibînim
تو من را می‌بینی
Tu min dibînî
او (زن/مرد) می‌بیند او (زن/مرد) را
Ew wî/wê dibîne
ما شما را می‌بینیم
Em we dibînin
شما ما را می‌بینید
Hûn me dibînin
آنها می‌بینند آنها را
Ew wan dibînin

من تو را دیدم.
.Min tu dîtî
تو من را دیدی.
.Te ez dîtim
او (مرد) دید او (زن/مرد) را.
.Wî ew dît
او (زن) دید او (زن/مرد) را.
.Wê ew dît
ما شما را دیدیم.
.Me hûn dîtin
شما ما را دیدید.
.We em dîtin
آنها دیدند آنها را.
.Wan ew dîtin

ضمایر انعکاسی       Cinavên Vegerok 

ضمیر انعکاسی کلمهء
  xwe  (خود / صاحب بودن) است که برای تمام اشخاص بکار می‌رود.

 

من خودم را می‌بینم.
.Ez xwe dibînim
تو خودت را می‌بینی.
 .Tu xwe dibînî
او (زن/مرد) می‌بیند خودش (زن/ مرد) را.
.Ew xwe dibîne
ما خودمان را می‌بینیم.
.Em xwe dibînin
شما خودتان را می‌بینید.
.Hûn xwe dibînin
آنها خودشان را می‌بینند.
.Ew xwe dibînin


صفات و ضمایر ملکی            Rengdêr u Cînavên xwedîtî

ضمایر کنایه معمولأ بعنوان ضمایر و صفتهای ملکی استفاده می‌شوند. دراین موارد همیشه یک پسوند اسم را به ضمیر کنایه مرتبط می‌کند.

 

 
پسوندهای معلوم (معین) 
اسمهای مفرد مونث 
   a - 
اسمهای مفرد مذکر
 ê - 
اسمهای جمع
  ên - 


 کلمهء در اسمهایی که به یک حرف صدادار ختم می‌شوند، بین حرف صدادار و پسوند اسم قرار می‌گیرد. در واقع کلمهء در اینجا همانند یک بافر (زینت بخش) عمل کرده و اسم را خوش بیان می‌کند.

  پسوندهای نامعلوم (نامعین) 
اسمهای مفرد مونث 
 e - 
اسمهای مفرد مذکر
î - 
اسمهای جمع
e - 




پسوند اسم (نسبت داده شده) به همراه ضمیر کنایه، یک ضمیر ملکی را درست می‌کند.

مال من (کتاب)
a min
کتاب من 
Kitaba min
مال تو (قاشق)
yê te
قاشق تو
 Kevçî te
مال او (اسم)
ê wê
اسم او (مونث)
Navê
مال او (خانه)
 a wî
خانه او (مذکر)
Mala
مال ما (شاگردها)
ên me
شاگردان ما
Şagirdên me
مال شما (معلمین)
yên we
معلمین شما
Mamostayên we
مال آنها (سوزن)
ya wan
سوزن آنها
Derzîya wan




کتاب شما از مال من بهتر است.
.kitaba te ji a min rindtir e
قاشق شما از مال من درازتر است.
.Kevçîyê te ji yê min dirêjtir e
کاردهای شما از مال ما سنگین‌ترند.
.Kardên te ji ên me girantir in



یک کارد من. 
.Kardeke min
یک معلم (مذکر) شما.
.Mamostayekî we
کتابهای آنها.
.Kitabêne wan



یک کارد من تیز نیست.
.Kardeke min tûj nîne
من یک معلم شما را دیدم.
.Min Mamostayekî we dît
کتابهای آنها خوبند.
.Kitabêne wan rind in

زیان کوردی کرمانجی۴

دانش‌ آموزان، دانشجویان و خوانندگان گرامی، با توجه به تماسهای زیادی که در خصوص الفبای زبان کوردی شده است، این بخش از دستور زبان و ادبیات کوردی را نیز به این مطلب اختصاص داده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ایم، تا آن را بیشتر توضیح داده و شفاف‌تر کنیم.
زبان کوردی بطور کلی یک زبان فنوتیک (صوتی یا آوایی) است، بدین معنی که برای هرصوتی در واقع یک حرف می‌تواند وجود داشته باشد. این خود پربار بودن و غنی‌بودن زبان کوردی را می‌رساند. زبان کوردی آنقدر ثروتمند است که نیازی به گرفتن کلمات از زبانهای دیگر ندارد، حتی زبانهای دیگر از زبان کوردی کلمات را قرض کرده‌اند. الفبای زبان کوردی 31 حرف (tîp) دارد، حروف صدادار یا (tîpên Dengdar) هشت (8) عدد و حروف صامت یا بی‌صدا (tîpên Bêdeng)  بیست و سه (23) عدد می‌باشند.


Tîpên dengdar
a e ê i î o u û




Tîpên bêdeng
b c ç d f g h j k l m n p q r s s t v w x y z





حروف صدادار به دو قسمت تقسیم می‌شوند:


1- حروف با صدای کوتاه که سه حرف
u , i , e می‌باشند.
2- حروف با صدای بلند که پنج حرف
a , ê , û , î , o می‌باشند.


چگونگی تلفظ حروف با صدای کوتاه و بلند، و بطور کلی تلفظ حروف الفبای کوردی و همچنین خواندن و نوشتن صحیح کلمات کوردی را با آوردن مثال و نمونه‌هایی در زیر بطور کاملأ  شفاف و روشن ارائه داده‌‌ایم. 

حروف الفبای کوردی به دو صورت؛ حروف بزرگ و حروف کوچک (tîpên gir  u  tîpên  hûr) نوشته می‌شوند(معمولأ سرآغاز هر جمله را با حروف بزرگ شروع می‌كنند):


Tîpên gir:
 
A , B , C , Ç , D , E , Ê , F , G , H , I , Î , J , K , L , M , N , O , P , Q , R , S , Ş , T , U , Û , V , W , X , Y , Z

 
Tîpên hûr (qiçik:

a , b , c , ç , d , e , ê , f , g , h , i , î , j , k , l , m , n , o , p , q , r , s , ş , t , u , û , v , w , x , y , z

 
Aa Bb Cc Çç Dd Ee Êê
Ff Gg Hh Ii
Îî
Jj Kk Ll Mm
Nn Oo Pp Qq Rr Ss Şş
Tt Uu
Ûû Vv Ww Xx Yy Zz  


مثال:

A   a 

(آبستن)avis ,(آرد)Ard ,(درخت)dar ,(دریا)derya ,(آسیاب)aş ,(آب)Av ,( آگاهی) agahî  


B   b  

(برف)berf ,(قورباغه)Beq ,(کباب)kebab ,(قوچ)beran ,(پدر) Bav ,( بار)Bar 

C   c  
  
(ستم)Cewr ,(فنجان)fincan ,(جو)ceh ,(دفعه) car ,(آهو) cêran ,(همسایه)cînar


Ç    ç  
 
(چکش)çakûş ,(چشم)çav ,(چهار)çar ,(چه) çi ,(رودخانه، ربودن)çem ,(چوب‌دستی)ço


D   d  
  
(شتر)Deve ,(دندان)diwan ,(دهل)dihol ,(دست)dest ,(دیوانه)dîn ,(دور)dûr ,(چوب)dar
 

E    e  
 
(شش)şeş ,(زری)Zeri ,(ابر)ewr ,(الاغ)ker ,(عرب)ereb ,(عشق)evîn ,(ذوق و شوق)Zewq


Ê    ê  
  
(مگس)mêş ,(طلا)zêr ,(راه)rê ,(هیزم)êzing ,(دراز)dirêj ,(غروب)êvar ,(درد)êş
 

F    f   
  
(برف)Berf ,‌(هفت)Heft ,(فیل)fîl ,(پرواز)firîn ,(فرودگاه)firokxane ,(هواپیما)firoke
 

G   g  

(کچل)gurî ,(گندم)genim ,(گوساله)golik ,(توپ)gog ,(گرفتن) girtin ,(گرگ)gor


H   h  
 
(نه)neh ,(استخوان)hestî ,(اسب)hesp ,(شما)hûn ,(دوست)heval ,(حرکت)hereket


I   i  

(زمستان)zivistan ,(پلنگ)piling ,(تبر)bivir ,(بز)bizin ,(دل)dil ,(اشک)hêstir ,(عسل)hingif
 

Π   î    
  
(چشمه)kanî ,(سیر)sîr ,(انگور)tirî ,(امشب)îşev ,(امروز)îro ,(امسال)îsal


J   j 

(مژه)bijang ,(مه آلود)mij ,(روزه)roji ,(جوجه تیغی)jûjî ,(زن)jin ,(بالا)jûr ,(پایین)jêr


K   k  

(قاشق)kevçî ,(سبز)kesk ,(کبوتر)kevok ,(کدبانو) kêwanî ,(کو)ka ,(نارس)kal
 

L   l    

(سبیل)simbêl ,(خوشه گندم)simbil ,(لک‌لک)leklek ,(شتاب، سرعت)lez ,(دستکش)Lepik


M   m  

(کلاه)kum ,(کرم)kurm ,(موش)mişk ,(ماهی)masî ,(مار)mar ,(مرغ)mirîşk

N   n   
  
(انار)nar ,(بند ناف)navik ,(پنیر)penîr ,(نامه)name ,(نان)nan ,(نر)nêr ,(بیمار)nexaş


O   o  
  
(موی بافته)golî ,(قرمز)sor ,(مو)por ,(اردک)Ordek ,(اتاق)otaq ,(اتومبیل)Otomobîl


P   p   
 
(اسب)hesp ,(پاشنه)panî ,(گربه)pişik ,(پیر)pîr ,(زیاد)pir ,(بینی)poz ,(قسمت)par
 

Q   q  
 
(قفس)qefes ,(قلم)qelem ,(کلاغ)qirik ,(قیر)qîr ,(قدغن)Qedexe ,(قند)qend


R   r  

(زخم)birîn ,(نی)bilûr ,(باران)baran ,(روباه)rovî ,(روسیاه)rûreş ,(ریسمان)rist
 

S   s  
 
(صد)sed ,(سگ)se ,(داس)das ,(ساعت)saet ,(سیب)sêv ,(کفش)sol ,(صفحه نان‌پزی)sêl
 

Ş   ş  

(گل نسترن)şîlan ,(آشتی)aştî ,(شش)şeş ,(شکر)şeker ,(شانه)şeh ,(شیر)şîr ,(شور)şor


T   t   
  
(توت)tût ,(فلوت)filût ,(تخته)texte ,(گیتار)gîtar ,(بهم‌زدن)tewdan ,(تیشه)tevşo


U   u   
  
(کردستان)Kurdistan ,(بی‌شاخ)kul ,(گل)gul ,(قلوه، کلیه)gurçî ,(انگشتر)hengulîsk


Û    û  

(بطری)şûşe ,(جغد)tû ,(توت)tût ,(بد)kûtî ,(ماسه‌)qûm ,(توربه)tûr ,(عمیق)kûr ,(شمشیر)şûr
 

V   v    
  
(سیب)sêv ,(ماه)hîv ,(لب)lêv ,(چوپان)şivan ,(پول)dirav ,( برگشتن)vegerîn ,(باز کردن)vekirin
 

W   w   

(طناب)weris ,(میوه)mêwe ,(کبک)
kew ,(مکان، خیمه‌گاه) war ,(وزیر) wezîr
 

X  x  

(خرما)xorme ,(کفش‌دوزک)xalxalok ,(خیار)xiyar ,(خال،نکته)xal ,(خاک)xak ,(توخالی)xalî
 

Y  y  

(پاییز)payîz ,(دنیا)dinya ,(میمون)meymûn ,(کوه)çîya ,(چای)çay ,(یک)yêk ,(یازده)yazde


Z    z  
 
(زنگوله)zengil ,(سورنا)zirne ,(زبان)ziman ,(پیاز)pîvaz ,(زرد)zer ,(طلا)zêr ,(نقره )zîv



حروف هم‌صدا           tîpên Pevdeng                         

در زبان کوردی کلماتی هستند که در آن دو حرف الفبا با هم ترکیب شده و یک صوت را می‌سازند، بعبارت دیگر این دو حرف را هم‌صدا (Pevdeng) می‌گویند، که در کنار یکدیگر قرار گرفته و با کمک ‌همدیگر صدایی مطلوب جهت تلفظ و بیان کردن آن کلمه را ایجاد می‌کنند.


بعنوان مثال:
 

 W (وو) و X (خ) بعنوان دو حرف در کنار یکدیگر قرار گرفته و با همدیگر آن صدایی  از " خ " را که مـطلوب بیان کلمهء xwîn (خون)در کوردی است را درست می‌کنند، و همینطور مثالهای دیگری که ذیلأ بیان شده است.

Pevdeng : >>> xw
 
(خون) xwîn ,(کج، پایین)xwar ,(سالم)xweş ,(صاحب)xwedî  

xwendin(خواندن) ,xwarin(خوردن) ,xwê(نمک) ,xwedi(خدا) ,xwe(خودش), ...


نکات و یا قواعد ویژه‌ای از دستور و گرامر زبان کوردی که واقعأ زبان کوردی را بسیار وزین‌تر، غنی‌تر و شیرین‌تر نموده است را در اینجا با هم مرور می‌کنیم.

کلمات کوردی اساسأ با حروف  u ,  û , i  شروع و یا ختم نمی‌شوند. در اینجا برای روشن شدن مطلب چند مثال را ارائه می‌دهیم.

مثال:

حرف معمولأ در حروف اضافهء  ji ,bi ,li ,di  (البته در درسهای آینده حروف اضافه در زبان کوردی را بطور مبسوط بحث خواهیم کرد) و همچنین کلمهء پرسشی çi (چی) در زبان کوردی بیشتر استفاده می‌شود.

حرف u معمولأ در کلماتی مثل عدد du (دو)، ضمیر tu (تو)، کلمهء ربطی ku (که ، اگر)، و کلمهء پرسشیku (کجا) در زبان محاوره‌ای بین مردم بیشتر استفاده می‌شود. 


   ?Ew çi ne
(آنها چی هستند؟)

.Reqema du ji yêk girtir e
 (رقم دو از یک بزرگتر است
.

?Tu ji Kurdên Xorasanê kesek dinasî  
 (تو از کوردهای خراسان کسی را می‌شناسی؟)

.Kela ku ew lê rûdine 
 (روستا یا قلعه‌ای که او در آن ساکن است
.)

.Ku tu wî bibînî 
 (اگر شما او را ببینید
.

?Ew ji ku tê 
 (او از کجا می‌آید؟)

?Tu li ku yî  
 (تو در کجا هستی؟)
 
 
در زبان کوردی از دیدگاه نوشتاری و املائی؛ معمولأ کلماتی که دارای یک حرف بصورت تکراری (tt,ll,rr...)، و یا دو حرف با صدای نزدیک بهم (“d-t” , “p-b”....) که در کنار یکدیگر قرار بگیرند، نداریم . چونکه اگر این حروف در کنار یکدیگر قرار بگیرند یکی از آنها نوشته نمی‌شود.

مثال:

(جوانتر، کوچکتر)
xurtir  <<<  xurt-tir 

(بهتر) rintir <<<  rind-tir  

(پس شام، بعد از شام) paşîv <<< paş-şîv  

(رئیس جمهور) serokomar <<<  serok-komar         

(غنی‌تر، ثروتمند‌تر)
 dewlementir<<<  dewlemend-tir 

(یک سیلابی)
 yêkîte <<< yêk-kîte    



حروف نیم‌صدا              Tîpên Nîvdeng                         

این حروف به حروف سلیس کردن کلمه معروفند. حروف h , w , y  که در زبان کوردی حالتی مابین حروف صدادار و حروف صامت را دارند، حروف نیم‌صدا نامیده می‌شوند. این حروف در واقع آن رلی را در کلمه بازی می‌کنند که باصطلاح می‌گویند کلمه را می‌پزد، و یا بعبارت دیگر کلمه را خوش تلفظ و یا خوش بیان (سلیس) می‌کنند.

مثال:

الف -   y


Rûê min >>> rûyê min

xwezaî >>> xwezayî 
 

bi vî awaî >>> bi vî awayî

pîê min >>> piyê min
 

sîa te >>> siya te
   
...
hwd 

her weki din <<< hwd (همان کلمهء " وغیرو " در فارسی است)



ب - h 


Avaî >>> avahî 

ronaî >>> ronahî
 
Hêşênaî) şênaî >>> şênahî

perwerdeî >>> perwerdehî

xwezaî >>> xwezahî
 
....hwd




ج -  w


Baî >>> bawî

xwesîa te >>> xwesiwa te
  
cizrawî <<< cizraî
 
kawî <<<  kaî
 

...hwd 
 
 

البته استثنائاتی هم وجود دارد. مثلأ وقتیکه کلمه با حروف صدادار شروع شود و یا اینکه فعل با آهنگ زمان و حالت هماهنگ شود، آنگاه دو حرف صدادار (در کلمه) در کنار هم قرار می‌گیرند و حروف نیم‌صدا مابین دو حرف صدادار قرار نمی‌گیرند بلکه کلمه به حالت و فرمی جدید در می‌آید.

  
مثال: 

  bîne  <<< (حالت امری) înan (anîn) >>> biîne
  
 

êşîn >>> diêşîne >>>dêşîne (têşîne 

Avêtin >>> biavêje >>> bavêje  

Ajotin >>> biajo >>> bajo
 
Aqil >>> biaqil >>> baqil  


حرف صامت h معمولأ حروف صداداری مثلî , û , ê  ... را نرم می‌کند (تلفظ کلمه را نرمتر می‌کند). با آوردن حرف صامت h در واقع کلاه حروف صدادار مذکور می‌افتد (i , u , e )  که این خود سبب تغییر در صوت و تلفظ آنان می‌شود یعنی در واقع تلفظ کلمه را نرم می‌کند. همینطور حرف a تبدیل به eh می‌شود.

مثال:

mih <<< (میش)  
ruhn <<< (روغن) Rûn

Sî (سایه) >>> sih  
Rû (صورت) >>>ruh    

Bûtan (حیرت، افترا) >>> Buhtan
Bar (بار، سنگینی)  >>> behr 

Tal (تلخ) >>> tehl 
Tîn (حرارت، پرتو) >>> tihn  

çav (چشم) >>> çehv  
Bas (بحث، عنوان) >>> behs  

Kanî (چشمه) >>> kehnî  
Kar (کار، عمل)  >>>kehr 

Panî (پاشنه)  >>> pehnî  
Go (گوش)  >>> guh 

Bîn (بو)  >>> bihn  
Cî (جایگاه)  >>> cih

Fêm (فهم)  >>> fehm   
baxçe(باغچه) >>> behxçe  

در یک کلمه وقتیکه حرف  î  قبل از  y یا   قرار بگیرد، کلاه آن می‌افتد و به i تبدیل می‌شود (باصطلاح می‌گویند حرف کوتاه می‌شود که تلفظ حرف نیز فرق کرده و نرم می‌شود). علت این تغییر هم بخاطر این است که تلفظ این حروف بهم نزدیک است و در مواقعی که در کنار هم قرار می‌گیرند ادای تلفظ هر دو آنها با همدیگر مشکل است لذا یکی از آنها را تغییر می‌دهند تا کلمه سلیس و خوش‌بیان شود. البته این قاعده هم در زبان انگلیسی و هم در زبان عربی نیز وجود دارد.


مثال:

diya min <<<  dîya min <<< dîa min    

çîa >>> çîya >>> çiya 

rûê min >>> rîyê min >>> riyê min

این قاعده در مورد حروف
  / w / û نیز صادق است. بهمین خاطر موقعیکه حرف û قبل از حر ف w در یک کلمه قرار بگیرد، کلاه آن می‌افتد (باصطلاح می‌گویند حرف کوتاه می‌شود که تلفظ حرف و متعاقب آن کلمه نیز نرم می‌شود).

مثال:

  >>> riwê min 

Xwesû >>> xwesiwa min    
 
çarsû >>> çarsiwa min  

Bûn >>> bibiwa (bibûya 

Du >>> diwemîn   

Parsû >>> parsiwa min   


حروف دو صدایی (صدای نرم  و  خشک):              Tîpên  du dengî 

 در زبان کوردی حروف p, k , ç , t می‌توانند دارای دو صدا یا آوا باشند.این دو صدا را که معمولأ یا صدای نرم (deng nerm) و  یا صدای خشک (deng hişk) می‌نامند با حرکت لبها در هنگام تلفظ آن حرف قابل تشخیص است (در واقع یک حرف است با دو صدا، بستگی به چگونگی کاربرد آن در کلمه دارد). در بعضی متون کوردی هنگامیکه تلفظ حرف، صدای خشک را دارد، زیر حرف یک خط می‌کشند( مثل:  K, P, T, Ç )، که این خود تلفظ و خواندن آن کلمه در متن را برای خواننده واضح و بسیار ساده می‌کند.

 مثال:  
 

deng hişk
deng nerm  
tîp
 (پارسال)par
 ‎(کهنسال) ‎‎‎pîr
(بینی) poz
 (قسمت) Par
(چربی) pî
(مو) por
P
(پوست) Çerm
(چوب دستی) ço
 (مشتاق غذا، پر ولع) çil
(چهار) Çar
(برو، دستور رفتن به اسب) Ço
 (چهل) Çil      
Ç
(خیس) ter
 (تو) tu
(تیشه) tevşo
 (سیر) Têr
(هیچکس) tu
  (تور، شبکه)Tor
T
(کر، ناشنوا) ker
(کاه) ka
(پیر، کهنسال) kal
(اگر، کند) ku
 (خر) Ker
(کجاست) Ka
(نارس، خربزه) Kal
 (که) ku
K


لازم است که چگو‌نگی نوشتن حروف دو صدایی و بطور کلی این قاعدهء املایی را در کتابهای آموزشی مدارس و همچنین فرهنگ لغت کوردی رعایت کرد. اما در راستای زبان محاوره‌ای در واقع پیدا کردن حرفی از دیدگاه الفبایی در این ارتباط لزومی پیدا نمی‌کند، چونکه با این قاعده حروف مذکور براحتی در جمله قابل تمییز دادن هستند.

خلاصه دریاره وجود کردها در خراسان ایران.

 

  • در آغاز قرن شانزدهم(16م) میلادی امپراطوری شیعه مذهب صفویان بعنوان رقیبی در مقابل امپراطوری سنی مذهب عثمانی ظاهر گشت و جهت صدور ایدئولوژی و مذهب شیعه وعواملی دیگر با آن به تقابل برخواست. سرزمین و قلمرو ملت کرد در این گیر و دار مورد ادعا و خواسته هر دو امپراتوری فوق الذکر گردید.
در سال 1514 میلادی، در منطقه" چالدران " برخوردی شدید بین دو امپراطوری در گرفت که به جنگ چالدران معروف است، که در آن امپراطوری عثمانی بر امپراطوری ایران فایق آمد و ایران را مغلوب خویش نمود، که در نهایت ملت و سرزمین کرد مورد انشعاب و تقسیم قرار گرفت که قسمتی به امپراطوری ایران و قسمتی دیگر به امپراطوری عثمانی ضمیمه گشت.
  • طوایف و ایلات کرد در زمان شاه عباس صفوی در حدود سال1598میلادی و یا به روایتی در سال 1602 میلادی (از مناطق حدودأ مابین غرب دریاچه ارومیه، و اطراف دریاچه وان، و جنوب رودخانه ارس) به منطقه خراسان در شمال شرقی ایران کوچانده شدند(تصویر1) و (تصویر2). دلیل این تغییر مکان هم کاملأ سیاسی بود. آنها به خراسان فرستاده شدند تا در مقابل حملات بی امان جنگجویان ازبک ایستاده و از استان خراسان دفاع کنند، و همچنین از طرف دیگر جدایی، انشقاق و تقسیم نمودن کردها سبب تضعیف نیروهای آنان در منطقه کردستان می شد که گویا مطالبات آنها مورد پسند شاه و آرامش خاطر حکومت وی نبوده است.
  • کردها که بطور طبیعی انسانهای قدرتمند و سلحشوری هستند، جنگجویان ازبکی را به عقب نشینی مجبور کرده، و منطقه اشغالی و تصرف شده  شمال خراسان را از دست ازبکان مهاجم بازپس گرفتند، و در آنجا بعنوان ملک و سرزمین حقیقی و حقوقی خود و با تنفیذ و تشویق شاه عباس صفوی(معاف شدن از پرداخت مالیات, داشتن حالتی مثل حاکمیت و خود گردانی در منطقه) مسکون شدند، و بعنوان خط دفاعی مرزی و حافظان ایران، که هم اینک نیز در آنجا زندگی میکنند(تصویر3) و (تصویر4). بهرحال سیاست شاه عباس کارآمد واقع گشت و تمامیت ارزی و همچنین حاکمیت خود را تداوم داد.در حال حاضر در حدود1.7 تا 2 میلیون کرد در خراسان زندگی میکنند ( که حدودأ 60% آنها در روستاها، 35% در شهرها و 5% دیگر نیز بصورت عشایر کوچرو ییلاق و قشلاق میکنند)، تقریبأ تمام آنها به لهجه کرمانجی زبان کردی تکلم می نمایند. بواسطه اینکه آنها در حدود بیش از 400  سال از سرزمین مادری خود کردستان بزرگ جدا گشته اند و همچنین دیگر عوامل، لذا میتوان گفت که عامدأ مورد توجه حاکمین نیستند. بهر حال فقدان سرمایه گذاری دولتی در منطقه و عدم توجه مسئولین امر سبب شده است که توسعه، شکوفایی و تولید در منطقه کاهش و در عوض غبار فقر، اعتیاد، فساد، مستمندی، بیکاری و جرایم اجتماعی رو به ازدیاد و گسترش باشند، اگر چه این یک مشکل عمومی درکشور است، اما بعضی مناطق بیشتر و یاعمدأ فراموش میشوند. مثلأ اتصال راه آهن مـشهد از طریق قوچان و بجنورد به گرگان و متعاقب آن( ازطریق خط آهن موجودی گرگان) به تهران را به بهانه های مختلف به تعویق می اندازند که می تواند تاحدی موجب رونق منطقه گردد.
  • مراکز آموزشی کردی و نهادهای سیاسی و مدنی سازمان یافته کردی و حتی غیر کردی در منطقه کاملأ ممنوع هستند و با متخلفین برخورد جزایی میشود، چرا که تا بواسطه آن کردها نتوانند فرهنگ، زبان، خواندن و نوشتن به زبان مادری و دیگر امور اجتماعی خود را توسعه، مدرن و پربار نمایند، که البته داشتن موارد یادشده فوق مطابق با منشور حقوق بشر سازمان ملل، جزء حقوق اولیه مدنی و اصول پایه ای و اساسی حقوق بشر است. رهبران، نخبگان، نویسندگان، دانشجویان فعال و دیگر اکراد مشهور و فعالین فرهنگی و مدنی در منطقه تحت پیگرد و تعقیب، اهانت، تعدی و آزار، و نهایتأبه بهانه های واهی محبوس و دربند زندانها میشوند.
  • مختصات و یا طول و عرض جغرافیایی مناطق کردنشین درخراسان بین (38.5 - 36.5)N  و (60 - 56)E  درجه می باشد. مساحت سرزمین و مناطق کردنشین در خراسان حدودأ 64144 کیلومتر مربع می باشد. مهمترین رودخانه در مناطق کردنشین خراسان رودخانه اترک است که از کوههای هزارمسجد سرچشمه گرفته و به دریای خزر می ریزد. مهمترین کوههای مناطق کردنشین خراسان شامل: هزارمسجد در شرق، بینالود در جنوب شرقی،  شاه جهان در جنوب، آلاداغ درغرب، و بالاخره کوه گولیل در شمال (هم مرز با ترکمنستان) می باشند.
  • مهمترین شهرهای مناطق کردنشین در خراسان شامل: قوچان، شیروان، بجنورد، اسفراین، چناران، فاروج، باجگیران، آشخانه، درگز، کلات، لایین، جوین، مانه و سملقان، راز، و رادکان می باشند، بیشتر و یا تقریبأ قریب به اتفاق روستاهای توابع این شهرستانها نیز کردنشین هستند که معمولأدر آن به کشاورزی و دامپروری مشغولند.
  • در خصوص حفظ میراث فرهنگی به نظر می رسد که درست کردن آرامگاهی مناسب در سر مزار و مقبره شاعر والامقام، شهیر،عرفانی و چیره دست کرد خراسان که در شأن مقام و منزلت ایشان باشد، مطلوبیت خاص خود و مورد پسند عموم اکراد آن دیار است. جعفرقلی زنگلی در سال 1855 میلادی در روستای گوگلین از توابع شهرستان قوچان دیده به جهان گشود. جعفر قلی بیشتر عمر خود را صرف شعر و شاعری به زبان کردی نمود، امروزه دیوان اشعار جعفرقلی روی اکراد خراسان اثر مطلوب خود را داشته که موجب آرامش روحی، تسکین خاطر و آسایش فکری هزاران کرد آن دیار است. مراسم سالگرد وفات ایشان هر ساله در روز جمعه هفته آخر اردیبهشت ماه در کنار مرقد ایشان با تجمع تعداد زیادی از کردها،فرهنگی و دانشجو، زن و مرد، پیر و جوان ودر واقع از همه قشرها برگزار میشود که با خواندن اشعار بسیار زیبا دیوان ایشان، با شادی کردن، رقص وپایکوبی، و اجرای موسیقی کردی ادای احترام خویش را ابراز می دارند.


جمعیت  کردهای خراسان

مردم

استان خراسان شمالی ۸۱۱هزار نفر جمعیت دارد که حدود ۴۰ تا ۵۰ درصدآنان را کردها در برمی‌گیرند و کردها بزرگترین گروه قومی این استان‌اند. اینان شیعه مذهب هستند. حدوداً ۲۲ قبیله مهم و ۱۲۲ گروه از این قومیت در خراسان ساکن‌اند. کردهای خراسان از شاخه کرمانجها هستند و به زبان کرمانجی سخن می‌گویند. یکی از عمده ویژگیهای قوم کرمانج خراسان شمالی که افراد این قوم را از دیگر اقوام ممتاز می‌کرده پوشش مردان و زنان این قوم بوده‌است که اکنون تنها به عنوان زینت به کار برده می‌شود. تنها بعضاً این پوشش اصیل کرمانجی در میان زنان عشایر، آن هم زنان مسن‌تر، دیده می‌شود و گاه نیز اهالی خطه خراسان شمالی در مجالس جشن و شادی اقدام به پوشیدن لباسهای کرمانجی می‌کنند.

ایل مراد خان که به (حسین‌زاده) شهرت دارندو بزرگ‌ترین ایل در شیروان هستندایل توپکانلو در نیشابور ، قوچان ، مشهد ، سبزوارایل عمارلو در نیشابورایل مژدکانلو در نیشابورایل زعفرانلو در نیشابور ، قوچان، درگز، و مشهد ساکن هستند. ( ایل توپکانلو از زیر شاخه های ایل زعفرانلو می باشد )ایل ملکشاهی و ایل شوهان در کاشمرایل زنگنه در خراسان شمالیقوچان:طوایف زعفرانلو، برانلو، ارامانلو، سعدانلو، کیوانلو،عمارلو، شادلو، بچاوند، باوه نور در قوچان که همگی از ایل بزرگ حسنلو هستند. شیخ امیرانلو، سووانلو، پیچپرانلو، شاملو، بهادرانلو. ایل توپکانلو، تیتکانلو، حمزه لوبجنورد: ایل کرد افشار و دوانلو در مزوج و بجنورد ،رادکان ا،ردلان